کاغذ خط خطی
این یه کاغذ سفیده، هیچ وقت دروغ نگفته، هیچ وقت دروغ نمی گه.
این یه کاغذ قرمزه، دیدنش آدم رو خوشحال می کنه.
این یه کاغذ آبی یه، وقتی دیدیش آروم می شی.
این یه کاغذه که روش صورتحساب نوشته، یکی سر اون رو کلاه گذاشته.
این یه کاغذه که روش نوشته خطر، مواظب باشین، هرکی اونو ببینه می ترسه.
این یه کاغذه که تو روی اون انشاء نوشتی، چون نمره صفر گرفتی اون رو پاره کردی و انداختی توی سطل آشغال، ولی معلمت مامان رو می شناسه و همه چی رو به اون می گه.
اهانت
بعضی نوشته ها اهانت به سفیدی کاغذ است.
کاغذهای مچاله
کاغذها را مچاله کرد و دور انداخت.
چیزی روی کاغذها نوشت، آنرا خط زد، کاغذها را مچاله کرد و دور انداخت.
چیزی که روی کاغذها نوشته بود دروغ بود، آنرا خط زد، کاغذها را مچاله کرد و دور انداخت.
تصمیم گرفت دروغ ننویسد، کاغذهای سفید ماندند روی میز.
سفیدی کاغذ
مهم ترین کاری که یک نویسنده بزرگ گاهی اوقات می تواند بکند این است که به سفیدی کاغذ احترام بگذارد.
احساسات
احساساتش را روی صفحه کاغذ آورد، کاغذ بوی گند گرفت.
کاربرد
بیانیه: کاغذی است که فریاد می کشد.
قطعنامه: کاغذی است که تصمیماتش را دستور می دهد.
حکم دادگاه: کاغذی است که مسیر زندگی شما را تغییر می دهد.
بخشنامه: کاغذی است احمقانه که عده ای را وادار به انجام یک کار تکراری بیهوده می کند.
نامه عاشقانه: کاغذی است که ناله می کند.
متن شاعرانه: کاغذی که در آن کلماتی پشت چشم نازک می کنند، صدایشان کش می آید و دست شان بیهوده تکان می خورد.