چند روز پیش بزرگداشت این بزرگ بود .ولی هر چه خواستم راجع به این بزرگ بنویسم نتوانستم و فرصت هم نداشتم.در عوض این شعر را از خود شیخ در ادامه آوردم.(من رو که منقلب کرد و خیلی مسیرمنو تغییر داد امیدوارم که ازین گنجینه معانی استفاده کنین.راستی یه جورایی محتاج به دعاییم.فراموش نکنینا)
آتش بجانم افکند شوق لقای دلدار
از دست رفت صبرم ای ناقه پای بردار
ای ساربان خدارا پیوسته متصل ساز
ایوار را به شبگیر شبگیر را به ایوار
در کیش عشقبازان راحت روا نباشد
ای دیده اشک میریز ای سینه باش افگار
ما عاشقان مستیم سر را زپا ندانیم
این نکته هابگویید بر مردمان هشیار
در راه عشق اگر سر بر جای پا نهادیم
بر ما مگیر خرده ما را از دست مگزار
در کار ما نیاید جز عاشقی و مستی
در کار ما بهایی کرد استخاره صدبار
مرداد 1387
