جمعه 18 خرداد ماه سال 1386
مردانگی
حالا در سیاست خارجی مثلا روسیه و چین در آستانه هر تحریمی یک دور با آمریکائی ها در حمایت از ما ناز و عشوه می کنند و بعد کلی باج میگیرند. رئیس جمهور به سودان سفر میکند تا با یک مردانگی کامل آنان را در انزوای سیاسی ماجرای دار فور کمک کند. سفر به عربستان سعودی که محوریت هماهنگی ضد ایرانی منطقه ای را اداره میکند - لااقل از نظر تبلیغاتی - تنها وقتی آن کشور درمسئله ی لبنان خواستار محوریت بیشتر است و ایران میتواند به آن کشور کمک کند، طراحی میشود در میانه ی این رقص مردانگی به نفع سایر کشورها، البته هیچ کشوری قصد مردانگی به نفع کشور ما را ندارد و نامردها تنها به مصالح مردم خودشان فکر میکنند.
چهارشنبه 9 خرداد ماه سال 1386
قدر همسری که هر دو ماه یک بار می زاید را بدان!
سید ابوالحسن اصفهانی، مرجع بزرگ شیعیان در نجف از وضع بد اقتصادی طلبه ها مطلع شد. برای کمک خرج آنان گفته بود هر طلبه ای وقتی دارای فرزند میشود نامه ای بنویسد و پولی دریافت کند. یک طلبه ی افغانی خبر تولد فرزندش را داد و پولی گرفت. دو ماه بعد به گمان آنکه سید حافظه ی درستی ندارد دوباره هم نامه نوشت و خبر تولد فرزند جدیدی را داد و تقاضای پول کرد. سید پول را داد و کنار نامه اش نوشت: قدر همسری که هر دو ماه یک بار می زاید را بدان!
سه شنبه 1 خرداد ماه سال 1386
بیکرانه
در انتهای هر سفر
در ایینه
دار و ندار خویش را مرور می کنم
این خاک تیره این زمین
پایوش پای خسته ام
این سقف کوتاه آسمان
سرپوش چشم بسته ام
اما خدای دل
در آخرین سفر
در ایینه به حز دو بیکرانه کران
به جز زمین و آسمان
چیزی نمانده است
گم گشته ام ‚ کجا
ندیده ای مرا ؟
سه شنبه 1 خرداد ماه سال 1386
شیخ بهایی
چند روز پیش بزرگداشت این بزرگ بود .ولی هر چه خواستم راجع به این بزرگ بنویسم نتوانستم و فرصت هم نداشتم.در عوض این شعر را از خود شیخ در ادامه آوردم.(من رو که منقلب کرد و خیلی مسیرمنو تغییر داد امیدوارم که ازین گنجینه معانی استفاده کنین.راستی یه جورایی محتاج به دعاییم.فراموش نکنینا)
آتش بجانم افکند شوق لقای دلدار
از دست رفت صبرم ای ناقه پای بردار
ای ساربان خدارا پیوسته متصل ساز
ایوار را به شبگیر شبگیر را به ایوار
در کیش عشقبازان راحت روا نباشد
ای دیده اشک میریز ای سینه باش افگار
ما عاشقان مستیم سر را زپا ندانیم
این نکته هابگویید بر مردمان هشیار
در راه عشق اگر سر بر جای پا نهادیم
بر ما مگیر خرده ما را از دست مگزار
در کار ما نیاید جز عاشقی و مستی
در کار ما بهایی کرد استخاره صدبار