پنجشنبه 13 مهر ماه سال 1385
بی مناسبت

کلینتون در کتاب خاطراتش به یک نمونه رسمی وهدفمند از درز دادن اخبار اشاره دارد که همینجوری و بی مناسبت آن را برای شما هم نقل می کنم: 

فاروق الشرع گفت که مذاکرات شفردستون با شکست مواجه شده و باراک نیز در این میان صادقانه برخورد نکرده است و این تمام چیزی است که باید به اسد، رئیس جمهور سوریه بگوید. در مراسم شام، دوباره کوشیدم باراک را مجبور کنم پیشنهاد مثبتی ارائه دهد تا الشرع بتواند با آن نرد سوریه ای ها برگردد. او قبول نکرد و در عوض به طور خصوصی گفت که من پس از ترک شفردستون با اسد تماس بگیرم و قول بدهم با از سرگیری مذاکرات لبنان و یا در شرف آغاز آن، موافقتنامه چهارم ژوئن را خواهد پذیرفت و این به آن مفهوم بود که الشرع با دست خالی از مذاکرات به خانه بازگردد، مذاکراتی که به او گفته شده بود خیلی سرنوشت ساز خواهد بود، به اندازه ای که سوریه ای ها راضی بودند تا پایان ماه رمضان و عید فطر برای ادامه آن، صبر کنند.

برای این که مسائل حادتر شوند متن آخرین عهدنامه، به جراید اسراییلی درز کرد، آن هم با درج امتیازی که سوریه بدون هیچ خواسته ای، به اسرائیل داده بود. الشرع به شدت بخشیدن به بحرانهای کشور متهم شده بود. این اتهام به عمد برای شرمنده سازی او و اسد مطرح شده بود. حتی دولتمردان قدرتمند هم از نظر عموم و گروه های مخالف پر قدرت، در امان نیستند.  

پنجشنبه 6 مهر ماه سال 1385

از حوالی همین روزهای کند بیخود طولانی می گذریم                 

و باد فقط بر سر شاخه ها ی شکسته می وزد.



ما اشتباه می کنیم

که از چراغ، انتظار شکستن داریم،

شب... سرانجام خودش می شکند!



متاسفانه اطراف ما

پر از آدمیانی ست

که از سر احتیاط و به تاخیر

از دانایی سکوت سخن می گویند.



حالا سالهاست

که ما از حوالی انتظار

خواب یک روز خوش را

از شب شکسته می پرسیم



راستی این همه چرت و پرت عجیب قشنگ

با ما چه نسبتی، چه ربطی، چه حرفی دارند؟

خدا شاهد است

یک شب از این همه دریا... که من گریسته ام

شما تا دمدمای همین دقیقه هم سر نخواهید کرد!



اووف از این روزهای کند طولانی...!

(نوشته از:حسین)

پنجشنبه 6 مهر ماه سال 1385
دعا

 

ای‌ خداوند! به‌ علمای‌ ما مسئولیت،

و به‌ عوام‌ ما علم‌، و به‌ مؤمنان‌ ما روشنایی،

و به‌ روشنفکران‌ ما ایمان،‌ و به‌ متعصبین‌ ما فهم،

و به‌ فهمیدگان‌ ما تعصب،‌ و به‌ زنان‌ ما شعور، و به‌ مردان‌ ما شرف‌،

و به‌ پیروان‌ ما آگاهی‌، و به‌ جوانان‌ ما اصالت،

و به‌ اساتید ما عقیده،‌ و به‌ دانشجویان‌ ما نیز عقیده،

و به‌ خفتگان‌ ما بیداری‌، و به‌ دینداران‌ ما دین،

و به‌ نویسندگان‌ ما تعهد، و به‌ هنرمندان‌ ما درد، و به‌ شاعران‌ ما شعور،

و به‌ محققان‌ ما هدف،‌ و به‌ نومیدان‌ ما امید، و به‌ ضعیفان‌ ما نیرو،

و به‌ محافظه‌کاران‌ ما گستاخی، و به‌ نشستگان‌ ما قیام،

و به‌ راکدان‌ ما تکان،‌ و به‌ مردگان‌ ما حیات،‌ و به‌ کوران‌ ما نگاه،

و به‌ خاموشان‌ ما فریاد، و به‌ مسلمانان‌ ما قرآن‌،

و به‌ شیعیان‌ ما علی،‌ و به‌ فرقه‌های ما وحدت،

و به‌ حسودان‌ ما شفا، و به‌ خودبینان‌ ما انصاف،

و به‌ فحاشان‌ ما ادب،‌ و به‌ مجاهدان‌ ما صبر، و به‌ مردم‌ ما خودآگاهی،

و به‌ همه‌ ملت‌ ما همت‌ تصمیم، و استعداد فداکاری،‌ و شایستگی نجات‌ و عزت‌ ببخش!

 

دکتر علی شریعتی